حرفه طراحی خود را با محتوای به‌روز و متفاوت ما که باهدفِ پرورش مهارت‌ها و رها کردن خلاقیت ایجاد شده است، به سطح بعدی ببرید

مشترک شوید

تعریف: فانکشن

« Back to Glossary Index

به انگلیسی: function


معانی به فارسی: ماموریت، وظیفه، پیشه، مقام، کارکرد، کار ویژه، ایفاء، ایین رسمی، تابع، عمل، کار، عمل کردن، کار کردن، وظیفه داشتن


معانی دیگر: کنش، خویش کاری، عملکرد، کارگزاری، کارداد، شغل، بیاوار، پذیرایی رسمی، (جمع) مراسم رسمی، جشن، ضیافت، (با: as) به عنوان (چیزی) عمل کردن، کاربرد داشتن، (به جای چیزی) به کار خوردن، کنش کردن، (ریاضی) تابع، پردازه


توضیح بیشتر: تابع یا function به مجموعه دستورالعمل هایی گفته می شود که معمولا با دریافت ورودی، پردازشی را انجام می دهند و نتیجه را به عنوان خروجی برمی گردانند. در کامپیوتر نیز متدها مجموعه دستورالعمل هایی هستند که اعمال مشخصی را انجام می دهند، و این مجموعه دستورات را در هرجای برنامه می توان با فراخوانی نام تابع اجرا نمود.

Function ها در کامپیوتر، با توجه به زبان برنامه نویسی ای که مورد استفاده قرار می گیرند، می توانند صفر یا بیشتر ورودی و خروجی داشته باشند. هر متد مجموعه ای متوالی از دستورات است که با فراخوانی آن، این مجموعه دستورات اجرا می شوند. استفاده از رویه ها باعث می شود، مجموعه دستوراتی که مکررا استفاده می شوند، یک بار نوشته شوند و تنها با فراخوانی این مجموعه دستورات، بتوان بارها از آنها استفاده نمود. علاوه بر آن به برنامه نویسان کمک می کنند بتوانند کدهایی را با قابلیت استفاده مجدد، هزینه نگهداری پایین و خوانایی بالا تولید کنند. در واقع استفاده از ساب روتین ها به برنامه نویسان کمک می کند برنامه را به برنامه های کوچک تر تقسیم کرده و با قرار دادن این برنامه های کوچک در کنار هم راحت تر بتوانند پیچیدگی های برنامه های بزرگ تر را کنترل نمایند.

« بازگشت به واژه نامه

مفید بود؟

نظرات بسته شده است.